عنوان : علمي كردن صنعت نفت
كلمات كليدي: صنعت نفت، علمي شدن، علمي كردن، بهرهبرداري
درحاليكه ??درصد درآمد ارزي كشور ما از محل نفت و گاز تأمين ميشود، اقتصاددانان، فرهيختگان و روزنامهنگاران، متناسب با اين حجم از درآمد، نسبت به اقتصاد و صنعت نفت، اهتمام جدي نميورزند. روشن است كه مقوله راهبرد و استراتژي در ايران بدون بررسي عميق مسئله نفت تبيينشدني نيست. از يكسو حياتي بودن نفت براي تمدن و ازسوي ديگر پايانپذيري مخازن نفت به امري بديهي تبديل شده است و حتي كشورهاي غربي ـ دولتها و كارشناسان مستقل ـ نيز مطالب زيادي در اينباره نوشتهاند. در همين راستا محمدخاتمي در اوايل دوران رياستجمهوري خود اين حقيقت را برملا كرد كه مرض مزمن اقتصاد ايران وابستگي به درآمد نفت است و فرهنگِ "نفت ثروت است، نه درآمد" در هشت سال دولت اصلاحات تا حدي احيا گرديد و گسترش يافت كه يكي از دستاوردهاي آن صندوق ذخيره ارزي بود. ميدانيم كه در دنياي پرنوسان قيمتها هنوز به تئوري ارزش ذاتي نفت دست نيافتهايم، بهطوريكه سالها قيمت يك بشكه آب دو برابر قيمت يك بشكه نفت بود و افزايش اخير قيمت نفت اين نسبت را به سمت تساوي پيش برد.(?)
از مليشدن نفت تاكنون، مملكت ما روند گذار از اقتصاد تجارت نفت به اقتصاد صنعت نفت را طي ميكند كه هنوز راهي بس طولاني در پيش روي داريم. غربيها در تحليلهايشان ويژگي ايران را بورژوازي تجاري و در رأس آن تجارت نفت ميدانند و بر اين اعتقادند كه اگر تحريم جدي صورت پذيرد نارضايتي در بين مردم بهتدريج به شكاف جدي در نظام خواهد انجاميد و در واكنشي ناگزير، مردم نيز مردد و منفعل ميگردند. چنين وضعيتي ميتواند پيشزمينه وقوع حوادثي نظير كودتاي ?? مرداد???? باشد.(?)
به نظر ميرسد تنها راه اصلاح ساختاري اقتصاد ايران كه ما را از مخاطرات داخلي و خارجي مصون ميسازد، شتابگرفتن در گذاري است كه تجارت نفت را به صنعت نفت تبديل ميكند تا از اين مزيت نسبي كشور، بهطور كامل بهرهمند شويم. اميدوارم تا آنجا كه دانش و تجربهام در امر اقتصاد صنعت نفت ياري ميكند بتوانم مكانيزم اين گذار به اقتصاد صنعت نفت را روشن سازم؛ باشد كه صاحبنظران و كارشناسان، اين نوشتار را از نقد و نظر خود محروم ننمايند.
? تجربه ??? ساله پس از جنگ شش روزه اعراب و اسراييل در سال ????، از طرف شركت نفت لاوان جهت آشنايي با گوشههايي از صنعت نفت و گاز امريكا به آن كشور مسافرت كردم. بهدنبال اشغال سرزمينهاي فلسطين، مصر و سوريه توسط ارتش اسراييل، جهان با تحريم نفت ازسوي اعراب روبهروشد. دولت فدرال امريكا به شركتهاي نفتي اجازه داده بود تا از چاههاي نفت بهرهبرداري بيشتري بكنند تا كمبود نفت جبران شود، كمپانيهاي نفتي از اين موضوع بسيار خوشحال بودند. مهندسان، تكنسينها و مسئولان اين شركتها در پاسخ به سوال من در مورد علت خوشحالي آنها گفتند هر چاه نفتي در امريكا شناسنامه و پروندهاي در دولت فدرال دارد كه با كارشناسيهاي دقيق كه توسط مهندسان مخزن نفت انجام شده ميزان بهرهبرداري علمي روزانه هر چاه مشخص شده است و حق عدول از اين ميزان را نميدهد و در صورت عدول با دادگاه سروكار خواهيم داشت،
چرا كه توليد بيرويه غير قانونمند و غيرروالمند از هر چاه موجب ميشود كه با ريزش مخزن، توليد آب نمك، افت فشار و عوارض منفي ديگر روبهرو گرديم و بهدنبال آن نهتنها دلارهاي زيادي براي بازيابي چاهها هزينه ميشود، بلكه عمر مخزن نفت نيز كوتاه ميشود. آنها ميگفتند هر سنگ مخزني قاعده و رفتاري دارد و نبايستي به آن فشار بيش از حد وارد آورد. سعي مهندسان بر اين بود كه نقطه اوج پاياني هر مخزن را به تأخير بيندازند، ولي شركتهاي نفتي از منظر سودجويي از بهرهبرداري بيش از حد بعد از جنگ خوشحال بودند.
امريكا نهتنها اولين و قديميترين كشور نفتخيز جهان ميباشد، بلكه در عرصه انباشت تجربيات صنعت نفت نيز تاكنون حرف اول را زده است. بهمنظور حفظ و صيانت مخازن نفت در امريكا، قانوني بهنام "قانون حفاظت"(?) تدوين شده است، بهطوريكه توانستهاند تا آنجا كه ممكن است دانش و تجربه علمي خود را وارد عرصه صنعتنفت كنند. اين دستاورد علمي ـ تجربيِ ??? ساله امريكا را بهعنوان يك رهآورد به ايران آوردم ولي متأسفانه در ايران معادلات بهگونه ديگر بود؛ بهرهبرداري از چاههاي نفت تابع اهداف سياسي و استراتژيك نظام شاهنشاهي بود. ميزان بهرهبرداري از هر چاه توسط خطمشيهاي وابسته تعيين ميشد و نه تجربيات علمي ??? ساله رفتار مخزن. مديران امريكايي شركت كه بهشدت نسبت به رفتار مخازن نفت كشورشان حساس بودند، ولي در ايران در برابر توليد بيرويه مخزن ـ آن هم بدون بازيابي بهوسيله تزريق گاز يا آب ـ نهتنها حساس نبودند، بلكه مشوق بهرهبرداري بيشتر بودند.
در يكي از روزهاي توفاني خليجفارس، دستوري از تهران مبني بر افزايش توليد نفت به سكوي بهرهبرداري ساسان (سلمان) داده شد. اعتراض مدير سكوي بهرهبرداري (آقاي هاوكينز) بهجايي نرسيد؛ وي مدعي بود دريا توفاني و غيرايمن است و براساس آييننامه نبايد سوار كشتي شد و به سر چاه رفت، ولي درنهايت دستور بايد اجرا ميشد.
پيشبيني آقاي هاوكينز درست درآمد و وقتي به سر چاه رفت، طناب كشتي در اثر توفان پاره شد و در برخورد با پيشاني آقاي هاوكينز او را بيهوش كرد و امواج خليج او را در ميان كشيد و فرداي آن روز غواصان جسد او را يافتند و من شاهد اين منظره دردناك بودم. اين امريكايي فقير كه براي پولسازي به ايران آمده بود، قرباني سودجويي نفتيهايي شد كه توليد بيرويه را بر رعايت آييننامهها، تجربيات و قوانين علمي ترجيح ميدادند. آنچه مرا به فكر واميداشت گوش ناشنواي مسئولان ما و بيتعهدي آنان نسبت به مسائل ملي و اصول علمي بود. در يكي از روزها كه با دانشجوي كارآموزي به سر چاه نفت رفتم، پرسيدم آيا علت اين صداي پرهياهوي سر چاه را ميداني؟ او جوابهاي علمي درستي به من داد. ادامه دادم اين صداي مردم ايران است كه ميگويند چرا نفتهاي اين سرزمين، بيرويه، خام و بدون پالايش توليد و صادر ميگردد.
مشاهده چنين نابسامانيهايي، اين رويكرد را در من تقويت ميكرد كه اصلاح ساختار اين سرزمين، تنها از راه سياسي امكانپذير است؛ سال ???? در زندان اوين آقاي پرويز ثابتي رئيس اداره سوم (عمليات) ساواك براي سركشي وارد سلول من شد، از سوابق و وضعيت پروندهام پرسيد كه در دادگاه نظامي به حبس ابد محكوم شده بودم. او گفت حكم دادگاه نشاندهنده چيزي نيست، همه كارها دست سازمان امنيت است. در ادامه به من اعتراض كرد كه چرا عليه نظامي كه تو را براي كار و تجربهاندوزي به امريكا فرستاده است مبارزه ميكني و چه انگيزهاي تو را به اين سمت ميكشد؟ در پاسخ به او گفتم از اتفاق همان آموختههاي امريكا برايم دردسر شد، چرا كه ميخواستم تجربه ??? ساله صنعتنفت امريكا را در ايران تحقق دهم و اين امكان نداشت، چرا كه آنجا از مخزن حفاظت ميكردند و در اينجا تنها توليد بيشتر نفت خام براي صادرات و فروش بيشتر اهميت دارد.
اما چندي بعد توليد بيرويه نفتخام ايران به شش ميليون بشكه در روز رسيد، بدون آنكه به فكر ترميم مخازن و چاهها باشند و اين فاجعه فشار مخازن نفتي را بهشدت كاهش داد. امروزه بررسي مخزن آغاجاري سير غمانگيزي را نشان ميدهد، بهطوريكه اگر گاز يا آب به آن مخزن تزريق نشود ? ميليارد بشكه نفتخام مخزن، قابل بهرهبرداري نخواهد بود.(?) مخزن نفت به مادري ميماند كه شيره جان خود را كاخ حيات فرزند ميسازد، اما آنگاه كه از كار ميافتد و فرسوده ميشود، هنگامي كه همسرش را از دست ميدهد، از خانه كلنگي باقيمانده طبق قوانين موجود سهمي از زمين نميبرد و تنها از امارت آن كه ارزشي ندارد بهرهمند ميگردد و هيچ تضميني در وفاداري فرزندانش كه محصولات اويند به او نيست. كدام دليل علمي يا عقلي و منطقي حكم ميكند كه تمام توسعه و رفاه ما از مخازن نفت باشد و اينگونه نسبت به مخازن ـ كه در همه دنيا به حق آن را مادر صنعت نفت ميدانند ـ بيتوجهي شود؟
در سالهاي ????ـ???? رقابتي بين اعضاي اوپك بر سر افزايش سهم صادرات در اوپك بهوجود آمد؛ به كشوري كه ذخاير بيشتري داشت سهم بيشتري تعلق ميگرفت، بنابراين كشورهاي عضو اوپك براساس محاسبات جديدي به افزايش آماري ذخاير خود پرداختند. نتيجه اين رقابت، افزايش توليد نفت كشورهاي عضو اوپك بود و اين افزايش به كاهش قيمت نفت انجاميد. متأسفانه در اين تجربه نيز به مهندسي و رفتار مخازن توجهي نشده و بايستي ميلياردها دلار صرف بازسازي مخازن شود.
پينوشتها: ?ـ ايران و سرابهاي چهارگانه نفت، چشمانداز ايران، شماره ??. ?ـ كودتاي ارزان چرا و چگونه؟! چشمانداز ايران، شماره ??. ?ـ The low conservation. ?ـ فصلنامه انرژي، موسسه مطالعات بينالملل انرژي، شماره ?، عنوان مقاله "ارزيابي اقتصادي پروژههاي تزريق گاز به مخازن نفتي كشور." ?ـ ماده سياهي كه نفت به آن وابسته است، نويسنده: لري اليوت، منبع: گاردين. ?ـ محاسبات دكتر فشاركي كارشناس مسائل نفتي و ديگر منابع.
» نويسنده: لطفالله ميثمي » منبع: ماهنامه چشم انداز ايران
aftab.ir
|